X
تبلیغات
کبوتر
کبوتر
 
دارم به سمت پنجره فولاد می روم


مردم این شهر خوشحالند...
ولی بچه ها سینه مادرم درد می کند!

صدسال به سالی که تحویلش مشکی پوش بودم و مادرم شاهد بود به فکر سینه اش بودم...

این عید برای من تبریک گفتن ندارد اما شیرین است برچسب تحجر و تندروی بخورم به بهای یاد مادرم...عیدی که مادر یک خانواده سر سفره ننشسته باشه عید نیست!

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم فروردین 1393 توسط 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 توسط 
http://sangariha.com/i/attachments/1/1383768553203607_large.jpg

کربلا نرفتن سخت است...


کربلا رفتن سخت تر !


تا نرفته ای شوق رفتن داری...


تا رفتی شوقِ مُردن !


کربلا رفته ها می دانند؛


بعد از کربلا روضه ی حسین؛


حکمِ زهر دارد برای دلِ اوراق شده زائر !


آخر اینجا؛


دیگر عبّاس نیست؛


تا آرام شوی در حریم امنش


نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392 توسط 

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی...

----------------------------------
میدونم رو سیام,من اگه بی وفام

ولی عشقم اینه,عاشق این آقام
منتظر یه اشاره م ,هر چی که دارم بزارم
دلمو زیارت بیارم ,منی که آواره ام...


نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم اسفند 1392 توسط 

کاش مثل هوای تهران...


مثل دبستان های تهران...

گناه را چند روز تعطیل میکردم ...

آلوده که میشدهوای دلم چند روز تعطیل میکردم تا پاک شود..

گناه را چند روز تعطیل میکردم تا دوباره به حالت سالم برگردم ...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 توسط 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 توسط 

اگر بخواهم تاریخ معاصر ایران را در ده فریم خلاصه کنم این عکس یکی از ده فریم انتخابی ام خواهد بود. نه به خاطر رعیت بُهت زده ای که احتمالا تا هفت جد عقب ترش هرگز میزبان هیچ سلطانی نبوده اند و نه به خاطر دختربچه هایی که نگاهی نمی اندازند به ملکه ی دورگه ی نیمه ایرانی نیمه اروپایی که نشانی ست از میل پهلوی ها به هم سطح شدن با غرب. حتی نه به خاطر نگاه نامطمئن شاه و بنده نوازی ملکه. نقطه تمرکز من روی کفش های شاه و ملکه ست. با کفش روی قالی مندرس مرد روستایی نشسته اند. جایی که نماز می خواند. پادشاهی با کفش در خانه رعیتی که بیرون از خانه هم کفش نمی پوشد. پادشاهی که رعیتش را نمی شناخت... نشناخت ..


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 توسط 

                            حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن



سلام

می بینی چقدر زود گذشت. چقدر زود گذشت از آن روزی که تو دیگر از ماندن خسته شدی و رفتی.چقدر زود می گذرد روزهای بدون بودن تو. نه که نباشی ها، هستی

اما نمی دانم چرا ما آدم ها عادت کرده ایم که آدم هایی را زنده می پنداریم که دارای زندگی

فیزیکی‌اند و فراموش می کنیم مهم آن است که فیزیک زندگی ات چگونه باشد.

ولی چه کنیم که این روزها برخی ها فراموشکار شده اند. یادشان رفته تو که بودی و چه کردی.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم بهمن 1392 توسط 

اربعین چهلمین واژه درد های بانویست که گویی زخم هایش پایانی ندارد. یک روز شاهد صورت کبود مادر، یک روزدر سوخته و میخ و دیوار، یک روز گودال و باران نیزه و سنگ و شمشیر، خیمه های سوخته و گوشواره، سری به نیزه، یک روز خرابه و سه ساله و ... و امروز در سوریه میان یک مشت حرامی. بانویی که به خدای خود گفتاین قربانی را از ما قبول کن. و سال ها بعد همان زمان که فریاد راه قدس از کربلا می گذرد قوت قلبی در دلافلاکیان می انداخت، مادرانی زینبی قربانیان خود را برای خدا فدا کردند و کربلا را در فکه، هویزه، دهلاویه،دوکوهه، اروند، شرهانی، شلمچه،‌ طلائیه، چزابه، ارتفاعات بازی دراز، سومار و ... ساختند. 
و امروز ردپای پرچمداران سیاه را می توان در اربعین دید. روزی که شیعیان کربلا را فتح  و خود را آماده گذر ازسوریه می کنند. و سوریه نزدیکتر پایگاه به قدس است. در دل آن منزل بانویست که صاحب اربعین است. حالا دیدی چقدر کربلا و اربعین و سوریه و قدس به هم نزدیکند؟ پس بیراه نیست که بگویم اربعین بما آموخت راه قدس از کربلا و سوریه می گذرد.

 و تو ای حسین! این گروه عظیم از عاشقان تو با نیات صادقانه و دلهای شعله ور از شوق زیارت تو و تقرب الی اللهبسوی کربلا می آیند تا نفس خود را از گناهان و تعلقات دنیوی پاک کنند. ای سرور آزادگان! به تو قول می دهیم که روزی پیاده به سوی قدس می رویم و آن سرزمین مقدس را از چنگال صهوینیسم های غاصب آزاد خواهیم ساخت و به زودی به شام می آییم تا حرم خواهرت زینب کبری علیها السلام را از حملات مزدوران صهیونیسم و آمریکاکه عناصر سلفی و تکفیری و تروریستی و وهابی هستند، و از اسلام هیچ چیز درک نکرده اند، رهاییبخشیم.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم دی 1392 توسط 

حضرت امام حسن عسگري(ع) میفرمایند :

« علامت هاي مؤمن پنج چيز است، پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشاني برخاك نهادن درسجده و بسم الله را بلندگفتن.»


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم آذر 1392 توسط 
تمامی حقوق مطالب برای کبوتر محفوظ می باشد